جمعه , ۲۳ شهریور, ۱۳۹۷
خانه / یادداشت (صفحه 2)

یادداشت

شوق حرم ، سوختن و نرسیدن

شوق حرم؛ سوختن و نرسیدن شاعر: سیده حسنی حسینی طهرانی

شوق حرم ؛ سوختن و نرسیدن چقدر در شوق حرمت سوختم و نرسیدم چقدر بیاد سردابت سوختم و نرسیدم چقدر شغل نوکری به نوکرت می آید افسوس که دورم زحرمت  سوختم و نرسیدم دلم برای شش گوشه‌ات بیش از بیش پر میزنه چقدر از صفای ضریحت سوختم و نرسیدم نماز …

توضیحات بیشتر »

بچه مثبت هایی که فکر می کنید خیلی آدمید …! بیایید پایین با هم بریم!

بچه مثبت

دیدیم بعضی ها ؛ بعضی ها رو تحویل نمی گیرن! اسمشون مومنه ها ! اسمشون بچه مسلمونه ها ! اما یه جوری رفتار می کنن انگار چه خبره... میگن بابا اینا به ما نمیخورن! خیلی از ما پایین ترن، خیلی با ما فاصله دارن !

توضیحات بیشتر »

دوباره خواهر و یک اربعین دوری

یک اربعین دوری

یک اربعین دوری دوباره اربعین و دل هوایی من لب شکفته به ذکر ربنائی من دوباره سیل هجوم عاشقای حسین فدم فدم زنان سوی کربلای حسین دوباره شمارش عمودهای پی در پی شوق وصول و انتظارهای پی در پی دوباره اولین قدم و بخشش گناه حرکت به سوی حرم و …

توضیحات بیشتر »

حکایتی در اهمّیت «بسم الله الرحمن الرحیم»

بسم الله الرحمن الرحیم

مرحوم علامه مجلسی از حضرت امام صادق علیه السلام روایت می کند: عبدالله بن یحیی به محضر امیرالمؤمنین علیه السلام مشرّف شد. مقابل حضرت یک صندلی بود و به او فرمودند که روی آن بنشیند. همین که نشست، صندلی کج شد و او با سر به زمین افتاد؛ سرش به طوری شکافته شد که استخوانش آشکار و خون جاری شد.

توضیحات بیشتر »

علّامه حسینی طهرانی و زیارت خواجه حافظ رضوان الله علیهما

علامه طهرانی و شیراز

علامه طهرانی، از مزارات شيراز بعد از زيارات امام زادگان معظّمى كه نامشان گذشت، به زيارت خواجه حافظ عليه الرّحمة بسيار مقيّد بودند و در آنجا با مرحوم خواجه انس و الفت و حالى خاصّ داشتند.

توضیحات بیشتر »

از تو می خواهم گوشه چشمی یا امام حسن

شهادت امام حسن

از تو می خواهم گوشه چشمی یا امام حسن بر مصطفی نور دو عینی یا حسن نجل علی و حضرت زهرایی یا حسن در وصف تو چه سرایم که این قلم مدهوشِ از اینکه چه آقایی یا حسن فرش عزایت بال ملک‌هاست زین سبب خیل ملک را تو اربابی یا …

توضیحات بیشتر »

مانده ام تنها و مضطر، در میانم هشتاد زن

شعری از سیده حسنی حسینی طهرانی

تنها و مضطر مانده‌ ام تنها و مضطر، در میانم هشتاد زن آه خواهر، اشک مادر، اکبرم در بین دشمن سجادم بیمار دشت و آخرین سرباز لشکر از ملائک سرتر و برخلائق هست برتر گوشه خیمه‌ای از تب می‌سوزد جبینش قلب من صد پاره شد از ترک روی لبش در …

توضیحات بیشتر »