یکشنبه , ۲۸ مرداد, ۱۳۹۷
خانه / یادداشت / خیلی ها از شمر بدترن ، منتهی امام حسین گیر نمیارن بکشند!

خیلی ها از شمر بدترن ، منتهی امام حسین گیر نمیارن بکشند!

خیلی ها از شمر بدترن

منتهی اینا امام حسین گیر نمیارن بکشند!

خیلی ها هم مقامشون نزدیک مقام شهدای کربلا است

ولی خب صحنه کربلا نیست خودشون و نشون بدن

با یه مردونگی

با یه صفا تا آخر راه رفتند…

خوب میدون کربلا ندیده که بره شهید بشه

خیلی ها هم با اینکه فقط یه نفر و کشتند

اما اون دنیا کنار صدام و شمر و امثال این ملعون ها جا دارند

حالا لازم نیست انقدر تو کربلا قتل عام کنی تا شمر بشی

نه؛ شاید فقط یه نفر و بکشی

یا حتی با به ظلم، به یه خانواده ظلم کرده باشی، اما بدجوری نامردی کرده باشی

خدا میگه تو با همین حرکت خودت و نشون دادی! دیگه حتما نباید ۲۵۰هزار نفر بیارم بکشی تا بری کنار صدام و شمر

پلیدی خودت و با همین یه دونه آدم که کشتی نشون دادی

با همین کار میری میچسبی کنار شمر و صدام و با اونا عذاب میشی

بر عکسش هم هست

یعنی کسی که بخواد همنشین پیغمبری بشه هم حتما لازم نیست پیامبری کنه

نمونه اش در اون حدیث شریف روایت شده درباره حضرت موسی بن عمران است:

همنشین حضرت موسی (علیه السلام)

روزی حضرت موسی (ع) در ضمن مناجات به پروردگار عرض کرد: خدایا می خواهم همنشینی را که در بهشت دارم ببینم که چگونه شخصی است

جبرئیل بر او نازل شد و گفت: یا موسی (ع) قصابی که در فلان محل است همنشین تو است. حضرت موسی به درب دکان قصاب آمده، دید جوانی شبیه شبگردان مشغول فروختن گوشت است.

شب که شد جوان مقداری گوشت برداشت و به سوی منزل روان گردید. موسی (ع) از پی او تا درب منزلش آمد و به او گفت: مهمان نمی خواهی؟

گفت: بفرمایید، موسی (ع) را به درون خانه برد. حضرت دید جوان غذایی تهیه نمود، آنگاه زنبیلی از طبقه فوقانی به زیر آورد، پیرزنی کهنسال را از درون زنبیل بیرون آورد و او را شستشو داد، غذا را با دست خویش به او خورانید.

موقعی که خواست زنبیل را به جای اوّل بیاویزد زبان پیرزن به کلماتی که مفهوم نمی شد حرکت نمود؛ بعد جوان برای حضرت موسی (ع) غذا آورد و خوردند.

موسی (ع) سوال کرد حکایت تو با این پیرزن چگونه است؟ عرض کرد: این پیرزن مادر من است، چون وضع مادی ام خوب نیست که کنیزی برایش بخرم خودم او را خدمت می کنم.

پرسید: آن کلماتی که به زبان جاری کرد چه بود؟ گفت: هر وقت او را شستشو می دهم و غذا به او می خورانم می گوید: خدا ترا ببخشد و همنشین و هم درجه حضرت موسی (ع) در بهشت کند موسی (ع) فرمود: ای جوان بشارت می دهم به تو که خداوند دعای او را درباره ات مستجاب گردانیده است، جبرئیل به من خبر داد که در بهشت تو همنشین من هستی.

نویسنده: حمیدرضا صادقی

 

مطلب پیشنهادی

الهی العفو

خدا که انقدر مهربون نیست!

ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ[1] بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را این یک جلوه مهربانی خداست دیگه! بخونید من جوابتون رو میدم آقا اینجوری باشه ما با یه شب قدر بیست و سوم از اولیاءالله می‌شویم؟! بله قطعا همینطوره...

یک دیدگاه

  1. شمر های زمانه دیگه نمیکشن ، حبس و حصر میکنن




    0



    4

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *