جمعه , ۲۵ خرداد, ۱۳۹۷
خانه / یادداشت / شوق حرم ، سوختن و نرسیدن

شوق حرم ، سوختن و نرسیدن

شوق حرم ؛

سوختن و نرسیدن

چقدر در شوق حرمت سوختم و نرسیدم

چقدر بیاد سردابت سوختم و نرسیدم

چقدر شغل نوکری به نوکرت می آید

افسوس که دورم زحرمت  سوختم و نرسیدم

دلم برای شش گوشه‌ات بیش از بیش پر میزنه

چقدر از صفای ضریحت سوختم و نرسیدم

نماز در ایوون طلات، دل من رو جلا میده

چقدر به یاد گنبدت سوختم و نرسیدم

طواف در صحن تو مثل طواف در کربلاست

چقدر به عشق جدت سوختم و نرسیدم

زمانی‌که مرقد تو محاصره ی دشمن بود

چقدر ز اشک مادرت سوختم و نرسیدم

حالا شده کار ما گریه برای مهدی ات

چقدر در هجر پسرت سوختم و نرسیدم

آقا بدان این ها همش حرف دل یک عاشقه

بطلب حرم که از دوریت سوختم و نرسیدم

صلی الله علیک یا ابالمهدی علیهما السلام

شاعر: سیده حسنی حسینی طهرانی

مطلب پیشنهادی

الهی العفو

خدا که انقدر مهربون نیست!

ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ[1] بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را این یک جلوه مهربانی خداست دیگه! بخونید من جوابتون رو میدم آقا اینجوری باشه ما با یه شب قدر بیست و سوم از اولیاءالله می‌شویم؟! بله قطعا همینطوره...

3 دیدگاه

  1. هیچِ بِن هیچِ بِن هزاران هیچ

    سوختم و نرسیدم…




    2



    1

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *