پنج شنبه , ۶ اردیبهشت, ۱۳۹۷
خانه / فلسفه / مدرسه تابستانی معرفت شناسی فلسفه اسلامی: مفهوم وجود موجود و علم به محسوسات

مدرسه تابستانی معرفت شناسی فلسفه اسلامی: مفهوم وجود موجود و علم به محسوسات

مفهوم وجود موجود و علم به محسوسات

حجت الاسلام و المسلمین دکتر حمید پارسانیا

در نخستین نشست از مدرسه تابستانی معرفت شناسی فلسفه اسلامی که صبح امروز برگزار شد، حجت الاسلام و المسلمین دکتر حمید پارسانیا درباره مفهوم وجود موجود و علم به محسوسات به ارائه و تبیین نظر خود پرداخت که خلاصه ای از آن را به هم می‌خوانیم.

سنخیت این مباحث با مسائل فلسفی

مسائل فلسفی و به عبارتی کار فیلسوف مانند کسی است که در معدن طلا کار می‌کند و با زدودن ناخالصی‌ها، طلای ناب را استخراج می‌کند. عرف مشهورات و برداشت‌هایی دارد که در ذهن بشر انباشته شده و به صورت فرهنگ در آمده است، که بعضاً تبدیل به مشهورات زمانه می‌شود. حال کار فیلسوف تنقیح و روشن کردن این مشهورات و اموری است که بین عرف جا افتاده است. انباشتی از این توهمات زمانه، سبب بروز مشکلات می شود.

این مقدمه بدین جهت آمد تا عرض کنیم وقتی وارد تاملات فلسفی می‌شویم، با همه مردم مشترکاتی داریم. همانطور که طلا فروش و کسی که در منبع کار می‌کند، این منبع در دست همه است، منتهی طلافروش است که آن را خالص می‌کند.

آنچه امروز رواج یافته تقدم اراده بر معرفت است، جایی که اراده نیست معرفت نیست (کانت و نیچه) اما در گذشته تاریخ چنین تقدمی را نداشته‌ایم.

حس چگونه به محسوسات علم پیدا می کند؟

در حوزه مسئله علم به محسوسات، درطرف معلوم، سوالی که مطرح می‌شود این است که: حس چگونه نسبت به محسوس علم پیدا می‌کند؟

صدرا می‌فرماید: علم به جزئیات از راه حس نمی‌تواند باشد، بلکه عقل علم پیدا می‌کند.

لذا از راه حس نمی‌توانیم علم به وجود موجود خارجی پیدا کنیم. در مورد علم به امر جزئی محسوس یا غیر محسوس، عقل حکم می‌کند.

از سوی دیگر ما در جهانی زندگی می‌کنیم که یک امر محسوسی مقابل ما وجود دارد و ما به آن علم پیدا می‌کنیم، سوال اینجاست که چگونه به آن علم پیدا می‌کنیم؟
شاید در جواب بگویند شما که علم به این موجود را اصل اولی گرفته اید! پس دیگر چرا سوال می‌کنید، اگر پیش فرض این است که ما موجود محسوس داریم، و علم به آن پیدا می کنیم، پس مانند اصل واقعیت، بدیهی شده و سوال بردار نیست!

اگر علم را زیر سوال می‌بریم، شما از کجا علم پیدا می‌کنید جهان جزئی محسوس وجود دارد؟

لذا در اینکه محسوسی هم وجود داشته باشد، من شک می‌کنم.
اگر سوال فلسفی است، دلیل نباید عرفی باشد. سوال باید جدی باشد، حس به ما چه علمی را می‌دهد؟ مطابق چیزی که یافته‌ام چیست و کجاست؟

نظر صدرا در این باره

صدرا: وجود داشتن این امور محسوس را عقل داوری می‌کند.

اگر عقل باید حکم کند که چه چیزی وجود دارد یا خیر، خود عقل راجع به وجود چه حرفی می‌زند؟ لذا مبانی ما در وجود، می‌تواند در این مسئله تاثیر گذار باشد.

تمام سخنان درباره وجود اعم از اصل آن یا تشکیکی بودن آن را عقل داوری می‌کند.

ما نمی‌توانیم حرف کانت را بگوییم که ما جایی می‌رویم که به عرف نزدیک باشد. ما یا فیلسوفی نمی‌کنیم یا اگر کنیم باید کامل فیلسوفی کنیم تا به طلای پاک برسیم.

باید بفهمیم آنچه مصداق وجود است چیست؟

اصلا این مفهوم حقیقت دارد یا نه؟ از کجا این مفهوم را می‌گیریم؟ از ماهیات؟ از حاق وجود می‌گیریم؟ از حاق وجود جزئی خودمان می‌گیریم. اطلاق وجود به عالم طبیعت چند مجاز در درون دارد؟!

بحث اینکه مفهوم وجود از کجا اخذ می شود که عقل آن را می یابد و مسائل اشتراک معنوی، اصالت وجود، مشکک بودن آن و … همه این مفاهیم تا آن بالا نمی‌رود، این مفهوم را غیر از این است که از خدا و حق می‌گیریم؟

این عالم هم نوعی اراده خود اوست. اسمی از اسماء‌الهی است که رخ می‌دهد. حس اصلا نمی‌تواند بگوید چه وجود دارد یا نه، عقل است که می تواند بگوید.
اقوال در اینکه چه وجود دارد، حقیقتا تاثیر گذار است.

مطلب پیشنهادی

استحاله دور و تسلسل

استحاله دور و تسلسل { بررسی ابطال دور و تسلسل } نهایه الحکمه علامه طباطبایی

استحاله دور و تسلسل { بررسی ابطال دور و تسلسل } - نهایه الحکمه علامه طباطبایی - تقریرات درس استاد زمانی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *