شنبه , ۳۰ دی, ۱۳۹۶
خانه / یادداشت / حضرت جواد تشنه افتاده

حضرت جواد تشنه افتاده

در دلم ولوله افتاده

ضربانم به شماره افتاده

گوشه حجره خاک آلود

حضرت جواد، تشنه افتاده

طاقت مادرش طاق شده

هلهله نکن، فاطمه افتاده

ناله های پدرش چقدر جانسوز است

عرش از سوزشش به لرزه افتاده

حق دارد انقدر غم زده باشد

پسرش بین یک مشت غریبه افتاده

این دم آخری گویی آقا

یاد خاطرات کوچه افتاده

کوچه ای تنگ و باریک که

کنج آن گوشواره افتاده

صلی الله علیک یا جواد الائمه

شعر از سیده حسنی حسینی

 

مطلب پیشنهادی

بی عرضه نباش

بی عرضه نباش!

عضو هیئت علمی هستی؟ رئیس هستی؟ کارخونه داری؟ پول داری؟ اینا مهم نیست... یه چیز داشته باش در راه خدا بدی... بی عرضه نباش! ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *