چهارشنبه , ۲ خرداد, ۱۳۹۷
خانه / یادداشت / علی ، در آیینه شعر (گفتم علی و ناخودآگاه هو کشیدم)

علی ، در آیینه شعر (گفتم علی و ناخودآگاه هو کشیدم)

علی ، در آیینه شعر

بسم الله الرحمن الرحیم

گفتم علی و ناخود آگاه هو کشیدم
در قلب خود تصویری از آهو کشیدم
گفتم علی و مرغ دل تا صحنش پر زد
کبوتری دور مناره اش پر زد
گفتم علی و قلب من محو خدا شد
زعشق او دل بیش از پیش مبتلا شد
گفتم علی و حسناتم بی عدد گشت
با بردن اسمش پرونده ام سفید گشت
گفتم علی و مادر سادات نگام کرد
زعشق همسرش بود که بازهم دعام کرد
گفتم علی و جبرئیل لافتی گفت
این مدح را در وصف مرتضی گفت
گفتم علی و اُحدها یادم آمد
تنها علی به یاری نبییم آمد
گفتم علی و نم نمک باران بارید
ز فیض حیدر بود که آسمان بارید
گفتم علی و شیطان درهم پیچید
دودمانش از اَزل تا حشر، با هم پیچید
گفتم علی و دلم از غربتش سوخت
همراه زهرا، پشت در محسنش سوخت
گفتم علی و مهدی‌اش لبخندی زد
تنها همین ذکر، دلمان را پیوندی زد

السلام علیک یا مرتضی علی

شعر از: سیده حسنی حسینی

مطلب پیشنهادی

آغاز انحراف انسان زمانی است که ...

آغاز انحراف یک انسان از کجاست؟

آغاز انحراف یک انسان این است که واقع بین بشود، ولی در واقعیت هایش خدا را حذف بکند... خدا هم یک واقعیت است جنود خدا هم واقعیت است وعده‌های خدا هم واقعییست...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *