پنج شنبه , ۲ آذر, ۱۳۹۶
خانه / یادداشت / علی ، در آیینه شعر (گفتم علی و ناخودآگاه هو کشیدم)

علی ، در آیینه شعر (گفتم علی و ناخودآگاه هو کشیدم)

علی ، در آیینه شعر

بسم الله الرحمن الرحیم

گفتم علی و ناخود آگاه هو کشیدم
در قلب خود تصویری از آهو کشیدم
گفتم علی و مرغ دل تا صحنش پر زد
کبوتری دور مناره اش پر زد
گفتم علی و قلب من محو خدا شد
زعشق او دل بیش از پیش مبتلا شد
گفتم علی و حسناتم بی عدد گشت
با بردن اسمش پرونده ام سفید گشت
گفتم علی و مادر سادات نگام کرد
زعشق همسرش بود که بازهم دعام کرد
گفتم علی و جبرئیل لافتی گفت
این مدح را در وصف مرتضی گفت
گفتم علی و اُحدها یادم آمد
تنها علی به یاری نبییم آمد
گفتم علی و نم نمک باران بارید
ز فیض حیدر بود که آسمان بارید
گفتم علی و شیطان درهم پیچید
دودمانش از اَزل تا حشر، با هم پیچید
گفتم علی و دلم از غربتش سوخت
همراه زهرا، پشت در محسنش سوخت
گفتم علی و مهدی‌اش لبخندی زد
تنها همین ذکر، دلمان را پیوندی زد

السلام علیک یا مرتضی علی

شعر از: سیده حسنی حسینی

مطلب پیشنهادی

یک اربعین دوری

دوباره خواهر و یک اربعین دوری

یک اربعین دوری دوباره اربعین و دل هوایی من لب شکفته به ذکر ربنائی من …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *