دوشنبه , ۳ مهر, ۱۳۹۶
خانه / یادداشت / بيائيد اى مُوحدّين توحید افعالى!

بيائيد اى مُوحدّين توحید افعالى!

 توحید افعالى!

 علامه آیةالله سیدمحمدحسین طباطبائی رضوان الله علیه:

 يكى از دوستانِ مرحوم قاضى حجره اى در مدرسه هندى بخارائى معروف در نجف داشت، و چون ايشان به مسافرت رفته بود حجره را به مرحوم قاضى واگذار نموده بود كه ايشان براى نشستن و خوابيدن و سائر احتياجاتى كه دارند از آن استفاده كنند.

 مرحوم قاضى هم روزها نزديك مغرب مى آمدند در آن حجره، و رفقاى ايشان مى آمدند و نماز جماعتى بر پا مى كردند؛ و مجموع شاگردان هفت هشت ده نفر بودند. و بعداً مرحوم قاضى تا دو ساعت از شب گذشته مى نشستند و مذاكراتى مى شد، و سؤالاتى شاگردان مى نمودند، و استفاده مى كردند.

 يك روز در داخل حجره نشسته بوديم، مرحوم قاضى هم نشسته و شروع كردند بصحبت كردن درباره توحید افعالى. ايشان گرم سخن گفتن درباره توحيد افعالى و توجيه كردن آن بودند كه در اين اثناء مثل اينكه سقف آمد پائين؛

 يك طرف اطاق راه بخارى بود، از آنجا مثل صداى هارّ هارّى شروع كرد به ريختن، و سر و صدا و گرد و غبار فضاى حجره را گرفت.

 جماعت شاگردان و آقايان همه برخاستند و من هم برخاستم، و رفتيم تا دم حجره كه رسيديم ديدم شاگردان دم در ازدحام كرده و براى بيرون رفتن همديگر را عقب مى زدند.

 در اينحال معلوم شد كه اينجورها نيست، و سقف خراب نشده است؛ برگشتيم و نشستيم؛ همه در سر جاهاى خود نشستيم؛

 و مرحوم آقا هم هيچ حركتى نكرده و بر سر جاى خود نشسته بودند، و اتّفاقاً آن خرابى از بالا سر ايشان شروع شد.

 ما آمديم دوباره نشستيم. آقا فرمود: بيائيد اى مُوحدّين توحید افعالى! بله بله، همه شاگردان منفعل شدند، و معطّل ماندند كه چه جواب گويند؟ مدّتى نشستيم، و ايشان نيز دنبال فرمايشاتشان را درباره همان توحید افعالى بپايان رساندند.

 آرى! آنروز چنين امتحانى داده شد. چون مرحوم آقا در اين باره مذاكره داشتند، و اين امتحان درباره همين موضوع پيش آمد، و ايشان فرمودند: بيائيد اى مُوحِّدين توحید افعالى!

 بعداً چون تحقيق بعمل آمد معلوم شد كه اين مدرسه متّصل است بمدرسه ديگر، بطوريكه اطاق هاى اين مدرسه تقريباً متّصل و جفت اطاقهاى آن مدرسه بود، و بين اطاق اين مدرسه و آن مدرسه فقط يك ديوارى در بين فاصله بود.

 قرينه اطاقى كه ما در آن نشسته بوديم، در آن مدرسه، سقف بخاريش ريخته بود و خراب شده بود. و چون اطاق اين مدرسه از راه بخارى به بخارى اطاق آن مدرسه راه داشت لذا اين سر و صدا پيدا شد، و اين گرد و غبار از محلّ بخارى وارد اطاق شد.

 بله، اينجور بود، يك امتحانى داديم.

 «مهر تابان» ص ۳۱۸

مطلب پیشنهادی

گناه یعنی خداحافظ امام حسین

گناه یعنی: خداحافظ امام حسین

گناه = خداحافظ امام حسین! میدونستی هر گناهی که میکنی، ثانبه به ثانیه، ساعت به ساعت، و چه بسا ماه‌ها ظهور حضرت ره به تاخیر میندازی؟؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *