همه چیزت را از من بخواه

137055_pggxf3pa

بسم الله الرحمن الرحیم

وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ

«و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند [بگو] من نزديكم و دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا بخواند اجابت مى ‏كنم پس [آنان] بايد فرمان مرا گردن نهند و به من ايمان آورند باشد كه راه يابند»

در آیه ۱۸۶ از سوره مبارکه بقره، بحثی است در رابطه با دعا. در این نوشته بر آنیم تا جوانب مربوط به بحث دعا را بررسی می کنیم:

۷ محور در این باره قابل بررسی است:

  1. محور اول:اهمیت دعا

دعا از نظر قرآَن و حدیث چه اهمیتی دارد؟ یک آیه و دو روایت را به عنوان نمونه بیان می‌کنیم که از آنها استفاده می شود که افضل الاعمال دعا است.

اما در قرآن کریم سوره فرقان ایه ۷۷ خداوند می فرماید:

قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامًا.

«بگو اگر دعاى شما نباشد پروردگارم هيچ اعتنايى به شما نمى ‏كند در حقيقت‏ شما به تكذيب پرداخته‏ ايد و به زودى [عذاب بر شما] لازم خواهد شد»

اگر دعاهای شما نبود اصلا خداوند به شما توجه نمی‌کرد.

توجه خدا متوقف بر مقدار دعای ما است.

اما دو روایت که جایگاه دعا را در معارف اسلامی نشان می‌دهد:

اولین روایت در بحار ج۹۳ ص۲۹۹ حدیث شماره ۳۰:

انّ كثرة القراءة افضل او كثرة الدعاء؟ قال ـ عليه السّلام ـ الدّعاء اَما تسمع لقوله تعالي: قل ما يعبؤ بكم ربّي لولا دعائكم.

از حضرت سوال شد که کثرت در قرائت قرآن افضل است یا کثرت در دعا؟ حضرت فرمودند: دعا افضل است از قرائت قرآن. نشنیدی کلام پروردگار را که خداوند فرمود اگر دعا نبود خداوند به شما توجه نمی کرد؟!

توضیح ذیل حدیث: وجه این معنی چیست؟ چطور دعا افضل از قرآن می شود؟

علتی دارد.

زیرا دعا زبان حال انسان است. دست که بالا می رود نشان دهنده نیاز انسان است. دعا زبان حال انسان است، در دعا همیشه احساس وجود دارد، یعنی پشتوانه در قلب دارد اما در تلاوت آیات قرآن ممکن است احساس نباشد و متحقق به نیاز و حقیقت نباشد (البته ممکن است اولیاء و بزرگان به حقیقت قرآن متحقق باشند. اما ما اینطور نیستیم. ما تنها هنگام احساس نیاز دعا می کنیم.)

اعمال ولو کوچک باشند اما اگر از درون انسان بجوشد اثرش بهتر است از جایی که انسان چیزی را بگوید و با درونش هماهنگی نداشته باشد.

روایت دوم:

عن امیر المومنین علیه السلام:

احب الاعمال الی الله عز وجل فی الارض الدعا.[۱]

 

توضیح وجه محبوبیت:

چرا دعا از همه اعمال محبوب‌تر است؟

زیرا دعا متضمن دو امر است و تا این دو نباشد دعا محقق نمی شود: ۱٫ احساس فقر در وجود خود ۲٫ احساس غنا در وجود حق.

ما به بندگان که دست دراز نمی‌کنیم، چراکه هردو فقیر هستیم. وقتی انسان به سوی کسی دست دراز می کند که فقر خود را احساس کرده باشد.

دعا زمانی است که عبد معنای عبودیت و ربوبیت را فهمیده و جون دعا متضمن این معرفت است افضل الاعمال شده است. میزان تمام اعمال انسان و محبوبیت کارهای ما، به همان معرفت بر می‌گردد. و چون میزان معرفت و عبودیت در دعا از همه جا بیشتر محقق می گردد محبوب‌ترین اعمال شده است.

این فقر و غنا در دعا خودش را نشان می دهد. زیرا قوام دعا به این دو طرف است و معرفت اصل حقیقت تمام اعمال است.

۲٫ محور دوم: گستره‌ی دعا،

دعا در چه محدوده ای باشد؟

مقدمه‌ای:

بسیار ی از انسان‌ها دعا را برا حوائج و امور بزرگ می گذارند و می گویند امور کوچک را خودمان انجام می‌دهیم. در حقیقت فرهنگ و فکر ما اینگونه است. ولکن اهل بیت علیهم السلام می فرمایند حتی کوچک‌ترین چیز را هم باید از خدا خواست.

انسان مومن در شراشر وجودش احساس فقر می کند، می‌داند که برای تکان دادن دستش اراده خدا را می خواهد.

اینکه فکر می کنیم در امور کوچک مستقل هستیم شرک خفی است. تربیت اهل بیت این است که ما در همه امور محتاج هستیم. پلک زدن ما به اذن خداست، نه اینکه حتما بیماری صعب العلاج داشته باشیم تا دعا کنیم.

مگر نمی گوییم لا حول و لاقوة الا بالله؟

در تمام امور وابسته به حضرت حق تعالی هستیم. فعلی هذا محدوده و گستره دعا نباید محدود به امور صعب و مشکل باشد. بلکه غیر از خدا همه ناتوان و فقیر مطلق هستند.

دو روایت را بررسی کنیم تا ببینیم متحقق به حقیقت دعا شده ایم یا خیر؟ روح دعا را ادراک کرده ایم یا خیر؟

همه ما عین الفقر هستیم، فعلی هذا دعا باید فراگیر در امور سهل وصعب باشد.

روایت اول:

امام صادق علیه السلام: علیکم بالدعا، ولا تترُكُوا صغیرَةً لصِغَرِها أن تَدعُوا بِها.[۲]

بر شما باد به دعا، امر کوچک را بخاطر کوچک بودنش ترک نکنید که از خدا بخواهید. نگویی خودم انجام می دهم. روح استقلال باید در مومن از دنیا برود.

ان صاحب الصغار هو صاحب الکبار.

در مالکیت خدا قائل به تبعیض نشوید. شرک خفی اینجا وسط می آید. فقر عین ذات ما است. ما در هیچ امری مستقل نیستیم. این وابستگی تمام نهاد و وجود ما را فرا گرفته است.

یکی از عوامل عدم استجابت دعا همین است، بخاطر همین استقلال بینی است که دعا بالا نمی‌رود. انسان اگر خودش را فاعل باذن الله بداند همه چیز درست می شود.

???? ??? ???? ??? ?? ????? ???? ???? ??????

رویات دوم:

در حدیث قدسی: يا موسي سلني كل ما تحتاج اليه حتي علف شاتك و ملح عجينك.[۳]

حتی علف گوسفندانت را و نمک خمیرت را، همه چیزت را از من بخواه، بزرگ و کوچک ندارد.

چرا باید در همه زمینه ها دعا داشته باشیم؟

زیرا دعا بر اساس فقر است و فقر انسان در همه امور است پس دعا باید در همه امور باشد.

من تا نیاز نداشته باشم دعا نمی کنم. و از طرفی من در تمام امور عادی هم محتاجم.

این جدا سازی‌ها خیلی غلط است. این وهم است که فکر کنم کاری در توان من است. نگرش استقلالی توهم است. و اگر این توهم از بین برود دیگر به غیر از خدا التماس نمی کنم. همه این مسائل بر می گردد به توحید.

از اینرو رسول خدا فرمودند شرک خفی در امت من بیداد می کند.

شرک خفی یعنی توجه به غیر خدا.

گستره‌ی دعا به اندازه گستره‌ی فقر ماست، و فقر ما همه جا را گرفته.

حال اگر انسان چنین روحیه ای پیدا کند که خودش را فقیر محض ببیند و در تمام امور وابسته ببیند، مستجاب الدعوه می‌شود.

ان‌شاءالله محورهای بعدی را در نوشته  دیگری تقدیم می‌کنیم.

و الحمدلله رب العالمین.


[۱] . اصول کافی، ج۲، ص۴۶۷، حدیث شماره۸٫

[۲] . بحار، ج۹۳، ص۳۰۳، حدیث شماره۳۹٫

[۳] . بحار، ج۹۳، ص۳۰۳، حدیث شماره۳۸٫

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *